بامنیر

لغت نامه دهخدا

بامنیر. [ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کاکی بخش خورموج شهرستان بوشهر که در 20 هزارگزی جنوب خاور خورموج و حاشیه جنوبی رود مند در جلگه واقع است. ناحیه ایست گرمسیر و دارای 179 تن سکنه، آب آن از چاه تأمین میشود. محصول عمده آن خرما و غلات و تنباکو و شغل مردمش زراعت است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ). قریه ای است دوفرسنگی شمالی کاکی. ( از فارسنامه ناصری ).

جمله سازی با بامنیر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پنج سد خاکی در قسمت‌های جنوبی و غربی این روستا توسط عالی جعفری ساخته شده که منابع آب زیرزمینی این روستا و روستاهای اطراف مثل بامنیر و منطقه زایر عباسی را تأمین می‌کند.

💡 خانی یکی از روستاهای کنار بامنیر است، که اکنون کشاورزی در آن رایج است.

💡 این روستا در مجاورت رود مند و در شرق روستای بامنیر قرار دارد. و از راه این روستا می‌توان به روستا بیکسون نیز رسید.