باز پیوستن

لغت نامه دهخدا

بازپیوستن. [ پ َ / پ ِ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) دوباره پیوستن. دوباره ملحق شدن. ارتباط یافتن. مرتبط شدن:
وگر خواهی بشاهی بازپیوست
دریغا من که باشم رفته از دست.نظامی.ز حد گذشت جدائی میان ما ایدوست
هنوز وقت نیامد که بازپیوندی ؟سعدی ( طیبات ).و رجوع به پیوستن شود.

فرهنگ فارسی

دوباره پیوستن ارتباط یافتن

جمله سازی با باز پیوستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یاد عمر رفته بیدل خجلت بیحاصلی‌ست باز پیوستن ندارد آنچه از ما باز ماند

نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز