ابوشکور بلخی از شاعران برجسته و کهن ایران زمین در سدههای نخستین پس از اسلام است. اگرچه اطلاعات دقیقی از تاریخ زندگی، تولد و درگذشت او در دست نیست، اما نام و اشعار پراکندهاش در منابع کهن، گواه جایگاه رفیع و قدرت بیبدیل او در شعر و ادب فارسی است. بیشتر آنچه از او بر جای مانده، مشتمل بر ابیاتی پراکنده در تذکرهها، کتابهای لغت و مجموعههای ادبی است که هر یک، گویای صفای قریحه، جودت طبع و مهارت شگفتانگیز وی در سرایش شعر است.
وی علاوه بر قطعات کوتاه، صاحب یک داستان منظوم بزرگ در قالب مثنوی و به وزن متقارب (همان وزن شاهنامه) بوده است. این اثر که به نام نوح بن نصر سامانی، از امیران سلسله سامانی، نامگذاری شده بود، متأسفانه به کلی از میان رفته و امروزه در دسترس نیست. با این حال، با توجه به حجم بسیار زیاد شواهد و مثالهایی که از این کتاب در آثار لغوی و فرهنگی قدیم مانند لغتنامهها نقل شده است، میتوان حدس زد که این منظومهی حماسی یا داستانی، اثری بسیار گسترده و احتمالاً در حدود دوسوم حجم شاهنامهی فردوسی بوده است.
این حجم از استنادات نشان میدهد که کتاب ابوشکور بلخی برای قرنها منبعی معتبر و پربار برای ادیبان و لغتشناسان به شمار میرفته است. از دسترفتن چنین اثر عظیمی، ضایعهای بزرگ برای میراث شعر حماسی و روایی فارسی است و باعث شده تا امروز، نام ابوشکور تنها در میان پژوهشگران و علاقهمندان به تاریخ کهن ادبیات ایران شناخته شود، نه به عنوان خالق یک اثر بزرگ، بلکه به عنوان شاعری مرموز و صاحباثری گمشده که روزگاری از شکوه و اعتبار فراوان برخوردار بوده است.