اصل علیت

محور اصلی تمامی تلاش‌های علمی، کشف روابط علّی و معلولی میان پدیده هاست. اصل علّیت به‌عنوان قاعده‌ای کلّی و جهان‌شمول، مبنای استدلال در تمام علومی است که به بررسی قوانین حاکم بر پدیده های عینی می‌پردازند. از سوی دیگر، کلیت و قطعیت هر قانون علمی، وام‌دار اصول عقلی و فلسفیِ علّیت است و بدون اتکا به این اصول، هیچ‌یک از قوانین علمی از اعتبار کلّی و یقینی برخوردار نخواهند بود. این وابستگی، یکی از عمیق‌ترین و اساسی‌ترین نیازهای علوم به فلسفه به‌شمار می‌رود.

نقش محوری اصل علّیت را به‌وضوح می‌توان در قلمرو فلسفه دین و دیگر آثار فلسفی ردیابی کرد. بخش قابل‌توجهی از آثار فیلسوفان بزرگ، به تبیین و تحلیل رابطهٔ علّی اختصاص یافته است. با تأمل در برهان‌های عقلی اثبات وجود خدا از جمله برهان‌های حرکت، حدوث و امکان به‌روشنی می‌توان ردپای اصل علّیت را در کانون استدلال‌ها مشاهده کرد. حتی برهان‌هایی مانند برهان نظم، که بر هماهنگی و انتظام جهان استوارند، در نهایت بر این مبنا تکیه می‌زنند که هر نظمِ معلولی، نیازمند علتی هوشمند و ناظم است.

در خصوص اصل علّیت، طیف گسترده‌ای از دیدگاه‌های متفاوت و گاه متعارض شکل گرفته است. دیوید هیوم، فیلسوف تجربه‌گرای اسکاتلندی، با انکار عینیت رابطهٔ علّی، هرگونه استدلال برای اثبات آن را نامعتبر دانست. در مقابل، امانوئل کانت، فیلسوف عصر روشنگری، اصل علّیت را در زمرهٔ مقولات پیشین فاهمه جای داد. فیلسوفان مسلمان نیز همانند همتایان غربی خود با اتکا به دستگاه‌های فکری خویش، آرای بدیعی در این زمینه ارائه کرده‌اند. برای نمونه، علامه طباطبایی با بهره‌گیری از حکمت متعالیهٔ صدرایی، ملحقات بر این اصل افزوده که غنای آن را در تبیین نظام هستی دوچندان کرده است.

فرهنگستان زبان و ادب

{causality principle} [فیزیک] ← علیت 1

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] محور همه تلاش های علمی را کشف روابط علّی و معلولی بین پدیده ها تشکیل می دهد و اصل علّیت بعنوان یک اصل کلّی و عام، مورد استناد همه علومی است که درباره احکام موضوعات حقیقی، بحث می کنند. و از سوی دیگر، کلّیت و قطعیّت هر قانون علمی، مرهون قوانین عقلی و فلسفیِ علّیت است و بدون آنها نمی توان هیچ قانون کلّی و هیچ قانون قطعی را در هیچ علمی به اثبات رسانید. و این یکی از مهم ترین نیازهای علوم به فلسفه می باشد.
نقش کلیدی و مهم اصل علیت را در فلسفه دین و در آثار دیگر فلسفی می توان به وضوح مشاهده کرد. معمولا یک بخش از کارهای فیلسوفان بزرگ به رابطه علیت اختصاص یافته است. با کمی دقت در برهان های عقلی که تاکنون برای اثبات وجود خدا مطرح شده اند، می توان رد پای علیت را به راحتی یافت. برهان های جهان شناختی از قبیل برهان حرکت، حدوث و امکان همگی در نهان خود بر مبنای درک انسان ها از مفهوم علیت استوار هستند. فراتر از این، برهان هایی نظیر برهان نظم نیز ریشه ای در مفهوم علیت دارند. آنجایی که فیلسوف استدلال می کند که هر نظمی نیاز به ناظمی دارد، در درون خود می داند که علت نیاز ناظم در ایجاد نظم نوعی رابطه علی است.
نظرات مختلف در این اصل
نکته جالب توجه در مورد اصل علیت گستره وسیع نظرات متفاوت در مورد آن است. دیوید هیوم فیلسوف تجربه گرای اسکاتلندی که از اساس با مفهوم علیت مخالف بود هیچ دلیلی برای اثبات آن را نمی پذیرفت. اما نوئل کانت فیلسوف آلمانی عصر روشن گری اصل علیت را در مقولات فاهمه خود می گنجاند. فیلسوفان مسلمان نیز مانند غربیان هر یک آرای منحصر به فردی در مورد این مسئله دارند که بر اساس استنباط آنها از جهان پیرامون شکل گرفته است. در ذیل به اختصار به دیدگاه های چند تن از ایشان اشاره کرده و در آخر یکی از ملحقاتی که علامه طباطبایی بر اساس فلسفه صدرایی به اصل علیت افزوده اند بیان خواهد شد.
مفاد اصل علّیت
اصل علّیت عبارت است از قضیّه ای که دلالت بر نیازمندی معلول به علّت دارد و لازمه اش این است که معلول بدون علّت، تحقق نیابد.
← در قالب قضیه حقیقیه
...