اربعون

لغت نامه دهخدا

اربعون. [ اَ ب َ ] ( ع عدد، ص، اِ ) چهل.

فرهنگ فارسی

چهل

جمله سازی با اربعون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تَتْبَعُهَا الرَّادِفَةُ ای النّفخة الثّانیة الّتی تبعث عندها الخلائق و بینهما اربعون سنة. و قال قتادة. هما صیحتان فالاولی تمیت کلّ شی‌ء، و الأخری تحیی کلّ شی‌ء باذن اللَّه عزّ و جلّ. و قال مجاهد: ترجف الرّاجفة تتزلزل الارض و الجبال.

💡 یقال بین کلّ نفختین اربعون یوما من ایام الدّنیا و قیل اربعون سنة فاذا تمّت الاربعون نفخ نفخة الصعق و هو الموت و در خبر است که بو هریره گفت: یا رسول اللَّه فَفَزِعَ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ مَنْ فِی الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ این استثنا مر که راست؟

💡 وَ نُفِخَ فِی الصُّورِ هذه هی النفخة الثانیة و هی نفخة الصعقة بعد نفخة الفزع باربعین سنة. قال بعض المفسّرین: النفخة اثنتان، الاولی للموت و الثانیة للبعث و بینهما اربعون سنة.

فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز