السبع

در زبان عربی از ماده‌ی سَبَعَ گرفته شده است و در اصل به‌ معنای درنده یا حیوان گوشت‌خوار است. این واژه در متون کلاسیک عربی و فارسی، به‌ویژه در آثار دینی و ادبی، به‌عنوان اسم عام برای حیوانات درنده‌ای چون شیر، پلنگ، ببر و گرگ به‌کار رفته است. کاربرد آن در قرآن کریم و فرهنگ اسلامی نیز همین بار معنایی را دارد و اشاره به جانورانی می‌کند که شکار می‌درند و خون می‌نوشند.

در زبان فارسی، «سبع» غالباً به‌صورت واژه‌ای رسمی و کهن به‌کار می‌رود و بیشتر در نثرهای ادبی، متون علمی قدیم، یا ترجمه‌های متون عربی دیده می‌شود. این واژه در فارسی معمولاً مترادف با «درنده» یا «جانور وحشی» است و در متون تاریخی یا مذهبی برای بیان صفاتی نظیر خشونت، قدرت و خون‌خواری نمادین نیز به‌کار گرفته می‌شود. به همین سبب، در برخی منابع اخلاقی یا عرفانی، «سبع» به‌عنوان تمثیلی از خشم و شدت رفتار انسانی آمده است.

از نظر ساخت واژگانی، «سبع» یک اسم مفرد عربی است و جمع آن در عربی «سِباع» می‌باشد. این واژه در فارسی گاه‌به‌صورت جمع نیز در شکل عربی خود پذیرفته شده است و در ترکیب با اصطلاح‌های دیگر معناهای استعاری می‌یابد؛ برای نمونه، «سبع‌الوحوش» به‌معنای پادشاه درندگان یعنی «شیر» است. بنابراین، «سبع» نه‌تنها از نظر ریشه‌شناختی و صرفی قابل‌بررسی است، بلکه از نظر معنایی نیز حامل بار فرهنگی و نمادین در ادبیات فارسی و عربی محسوب می‌شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
سبع (۲۸ بار)