لغت نامه دهخدا
امتان. [ اِ ] ( ع مص ) برپشت کسی زدن. ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
امتان. [ اُم ْ م َ ] ( اِ )ج ِ امت است با الف و نون فارسی. رجوع به امت شود.
امتان. [ اِ ] ( ع مص ) برپشت کسی زدن. ( از قطر المحیط ) ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
امتان. [ اُم ْ م َ ] ( اِ )ج ِ امت است با الف و نون فارسی. رجوع به امت شود.
جمع امت است با الف و نون فارسی
امتان ( به عربی: إمتان ) یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در شهرستان صلخد واقع شده است.
امتان ۲٬۴۹۵ نفر جمعیت دارد و ۱٬۱۸۹ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
💡 از جهان قانع به نان خشک گشتی، وز کرم نعمت روی زمین بر امتان کردی نثار
💡 بهین امتان از بهر اینند که اندر حفظ این گوهر امینند
💡 هدایتی که ز تزویر امتان عناد امید معرفت آموزی از کتاب نماند
💡 وصف او از هرچه گویم برتر است امتان را مصطفی دیگراست
💡 اصل شاهی چیست اندر شرق و غرب یا رضای امتان یا حرب و ضرب