فرهنگ عمید
۱. گوش دادن، گوش فراداشتن، گوش دادن به سخن کسی.
۲. نیوشیدن، باجان و دل گوش دادن.
۱. گوش دادن، گوش فراداشتن، گوش دادن به سخن کسی.
۲. نیوشیدن، باجان و دل گوش دادن.
( مصدر ) گوش داشتن گوش فرا دادن شنیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدح دارای جهان را چو نماید اصغا جانش ازفرط شعفبینیکاندرطرب است
💡 نشگفت گرین چامه ز مستی رود از دست اصغا کند ار میر فلک قدر ملک خو
💡 بر چنین صاحب چو شه اصغا کند شاه و ملکش را ابد رسوا کند
💡 موسی شنیدی و شجر و وادی وان آتش و تکلم و اصغا را
💡 از سر لطف و کرم قصّة من اصغا کن که مرا فکر در این واقعه سرگردانست
💡 نه گوشی است ما را که سازیم اصغا زنای وطن صوت آن یرحمونی