باد سیر
لغت نامه دهخدا
بادسیر. [ س َ/ س ِ ] ( ص مرکب ) از صفات اسب باشد، ای اسپ تند و سریعالسیر. ( آنندراج ). چابک از آدم و حیوان. ( فرهنگ ضیا ). تیزرو و تندرفتار. ( ناظم الاطباء ). رونده و شتابنده چون باد. ( دمزن ). || مرد متکبر. || کبر. ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
از صفات اسب تندرو است
جمله سازی با باد سیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دشت لالههای واژگون گلستانکوه، در فصل بهار مملو از گلهای طبیعی به ویژه لاله سرخگون است که به رنگ سرخ مایل به بنفش بوده و لالههای این منطقه از روز چهلم تا شستم بعد از عید شکفته میشوند و در موقع وزش باد سیر و روشن میشوند.
💡 کم کرده باد شرک بپیکان باد سیر و افزوده آب شرع بشمشیر آبدار
💡 بر دوش باد سیر کند همچو بوی گل در گلشن جهان خبر غمزدای فتح
💡 تبارک الله از آن باد سیر کوه قرار که همچو صاعقه در حمله ناگهان بجهد
💡 در صحن این خرابه غباری نصیب تست ورچه چو باد سیر کنی در فضای خاک
💡 جز توکه بر رخش باد سیر برآیی دیدهکسی پیل را بهکوههٔ یکران