باتمانقلیج

لغت نامه دهخدا

باتمانقلیج. [ ق ِ ] ( اِخ ) دهی جزء دهستان آتش بیک بخش سراسکند شهرستان تبریز در 44هزارگزی باختر مرکز بخش و 27هزارگزی خط آهن میانه - مراغه. کوهستانی، معتدل.سکنه آن 536 تن و آب آن از چشمه و رودخانه است. محصول آن غلات، حبوبات، پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری. راه مالرو دارد. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).

جمله سازی با باتمانقلیج

💡 با این حال با شروع واکنش‌های حامیان مصدق، معلوم شد که تیمسار باتمانقلیج رئیس ستاد زاهدی ترسیده و پنهان شده و از پشت پرده به فعالیت‌های خود علیه دولت مصدق ادامه می‌دهد. بی تردید این قبیل وقایع و همچنین خبر دستگیری کیانی که به سرعت در همه جا پراکنده شد، تأثیر چشمگیری در تضعیف روحیه حامیان مصدق، آن هم در چنان لحظات حساسی داشت.