ایجاد
ایجاد تصوری که هر فرد از قانون علیت دارد، این است که علت به عنوان وجود دهنده به معلول عمل میکند؛ به عبارت دیگر، آن را ایجاد مینماید. هر کسی که این قانون کلی را میپذیرد و به وجود رابطه علی و معلولی میان موجودات اعتقاد دارد، چه متکلم باشد، چه حکیم، چه الهی و چه مادی، چه عالم و چه فیلسوف، به این شکل میاندیشد که علت به عنوان وجود دهنده، معلول را تحت تأثیر قرار میدهد و رابطهای که میان آنها برقرار است، به این صورت است که معلول واقعیت خود را از علت دریافت میکند. در فلسفه، مفهوم علیت به معنای وجود بخشی است. به این ترتیب، علت به عنوان منبع وجود شناخته میشود و معلول، که اثر علت است، نوعی از وجود به شمار میآید. به عبارت دیگر، از طریق این ایجاد فاعل، معلول بهطور واقعی و ذاتی مصداق مفهوم وجود میشود و در نتیجه، به عنوان امری مستقل در نظر گرفته میشود. به طور خلاصه، میتوان گفت که علت با عمل ایجاد خود، یعنی اعطای وجود، موجود دیگری را که با خود متفاوت است، به وجود میآورد.
مترادفها
ساختن، پدید آوردن، تأسیس
متضادها
نابودی، تخریب، اضمحلال
لغت نامه دهخدا
ایجاد. ( ع مص ) ( از «وج د» ) ائجاد. آفریدن و هست نمودن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). در وجود آوردن و پیدا کردن. ( آنندراج ) ( غیاث ). هست کردن. ( ناظم الاطباء ) ( تاج المصادر بیهقی ):
این طلب در ما هم از ایجاد تست
رستن از بیداد یارب داد تست.مولوی.- ایجاد کردن؛ آفریدن. از عدم بوجود آوردن. ( ناظم الاطباء ).
|| اختراع کردن. ( ناظم الاطباء ). || بمطلب رسانیدن کسی را. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || توانگر وبی نیاز کردن. ( منتهی الارب ). یقال: الحمد الذی اوجدنی بعد فقر و آجدنی بعد ضعف؛ ای قوانی. ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). || به ستم بر کاری داشتن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). یقال اوجدنی علی الامر.( ناظم الاطباء ). || توانا گردانیدن بعد سستی، یقال: اوجده و آجده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( آنندراج ). قوی گردانیدن. ( از اقرب الموارد ) ( المصادر زوزنی ). || رنج دادن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
[ ع. ] ۱ - (مص م. ) بوجود آوردن، آفریدن. ۲ - (اِمص. ) آفرینش.
فرهنگ عمید
۱. آفریدن، هست کردن.
۲. به وجود آوردن.
فرهنگ فارسی
بوجود آوردن، آفریدن، هست کردن
۱ - (مصدر ) هست کردن هستی دادن هست گردانیدن آفریدن. ۲ - ( اسم ) آفرینش.
جمله سازی با ایجاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بی غنچه گلی سر نزد از گلشن امکان اینجاست که چین مایهٔ ایجاد جبین است
💡 اول ایجاد چون خدای تعالی کرد پدید از قلم چو صورت اشیاء
💡 صفحه ایجاد را بنوشت و خواند نی بخواند و نی قلم بر صفحه راند
💡 تلاش برای ایجاد شرایط اقتصادی مناسب جهت رشد صنایع کوچک میتواند منجر به اشتغالزایی گسترده و بهبود وضعیت معیشتی در مناطق محروم و کمبرخوردار کشور شود.
💡 هدف اصلی این پروژه تحقیقاتی بسیار مهم، ایجاد بستری علمی برای بررسی دقیق اثرات تغییرات اقلیمی بر روی تنوع زیستی و اکوسیستمهای حساس در مناطق کویری است.
💡 مدیریت صحیح و هوشمندانه منابع انسانی در سازمانهای بزرگ، نقش بسیار مهمی در ایجاد هماهنگی و همکاری بهتر بین بخشهای مختلف و افزایش بهرهوری کل دارد.