لغت نامه دهخدا
اژدهاپاره. [ اَ دَ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) یا اژدهاباره. مانند اژدها. یا آنکه سر و کار با اژدها دارد، و مجازاً، ضحاک:
فریدون به آن اژدهاپاره مرد
به آن قوت اژدهایی چه کرد.نظامی.
اژدهاپاره. [ اَ دَ رَ / رِ ] ( ص مرکب ) یا اژدهاباره. مانند اژدها. یا آنکه سر و کار با اژدها دارد، و مجازاً، ضحاک:
فریدون به آن اژدهاپاره مرد
به آن قوت اژدهایی چه کرد.نظامی.
( صفت ) ۱ - در شکل و صفت مانند اژدها اژدها باره آن که سر و کار با اژدهاارد ۲ - ضحاک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل و مغز آن اژدها پاره کرد بدین چاره آن کوه بیچاره کرد