لغت نامه دهخدا
اونیا. ( سریانی، اِ ) زعرور باشد و آن را در خراسان علف شیران و به عربی تفاح البری خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). || بفتح اول به معنی ازگیل. ( ناظم الاطباء ).
اونیا. [ اَ ] ( اِ ) عصیر. ( ناظم الاطباء ).
اونیا. ( سریانی، اِ ) زعرور باشد و آن را در خراسان علف شیران و به عربی تفاح البری خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( هفت قلزم ). || بفتح اول به معنی ازگیل. ( ناظم الاطباء ).
اونیا. [ اَ ] ( اِ ) عصیر. ( ناظم الاطباء ).
عصیر
اونیا (تریلوبیت). اونیا ( تریلوبیت ) ( نام علمی: Onnia ) نام یک سرده از راسته برف روب داران است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اونیوم یا اونیا، به حالت مقید یک ذره-پادذره میگویند. اکثراً این نام پسوند نام ذره میشود و نام اتم را میسازد (به جز مئونیوم، یک حالت مقید مئون، پادمئون، یک اونیوم است ولی مئونیوم چنین ذرهای نیست. یک مئون-پادمئون، مئونونیوم نام دارد) برای مثال این ذرات میتوان پوزیترونیوم را نام برد. از دیگر اونیومها میتوان به پیونیوم هم اشاره کرد