لغت نامه دهخدا
امام ابوالقاسم قشیری. [ اِ اَ بُل ْ س ِ م ِ ق ُ ش َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوالقاسم قشیری شود.
امام ابوالقاسم قشیری. [ اِ اَ بُل ْ س ِ م ِ ق ُ ش َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوالقاسم قشیری شود.
💡 استاد امام ابوالقاسم رَحِمَهُ اللّهُ گوید حقیقت شکر نزدیک اهل تحقیق مقرّ آمدن باشد بنعمت منعم بر وجه فروتنی و برین وجه خدای تعالی را وصف کنند که او شکور است بر طریق توسّع و معنی این بود که بنده را جزا دهد و مکافات کند بر شکر و جزاء شکر را، شکر نام کرد چنانک گفت: وجَزَاءٌ سَیّئَةٍ سیّئةٌ مِثلُها.
💡 استاد امام ابوالقاسم رَحِمَهُ اللّهُ گوید استقامت دوام کرامت واجب کند و خدای تَعالی می گوید واَنْ لَو اِسْتَقامُوا عَلَی الطَّریقَة لَاَسْقَیْناهُم ماءً غَدَقَاً و نگفت سَقَیْناهُمْ و معنی اَسْقَیْناهُمْ آن بود که بر دوام بود.
💡 استاد امام ابوالقاسم رَحْمَةُ اللّهِ عَلَیْهِ گفت آن برخاستن جهم بر حق بود و گرفتن دُقّی ساق وی بحق بود چون جهم دانست که حال دُقَّی برتر است از حال او، باز انصاف آمد و گردن نهاد. و چنین بود آنک بحق بود هیچ چیز به وی غلبه نتواند کرد، فامّا چون غلبه محو را بود نه علم بود و نه فهم بود و نه عقل بود و نه حس بود.
💡 استاد امام ابوالقاسم رَحِمَهُ اللّهُ گوید آنک گفت شرم دارد که سؤال کند یعنی از خدای شرم دارد نه از مردمان.
💡 استاد امام ابوالقاسم رَحِمَهُ اللّهُ گوید ذکر رکنی قویست اندر طریق حق سُبْحَانَه وَتَعالی و هیچکس بخدای تعالی نرسد مگر بدوام ذکر، و ذکر دو گونه باشد، ذکر زبان و ذکر دل، بنده بدان باستدامت ذکر دل رسد و تأثیر ذکر دل را بود و چون بنده بدل و زبان ذاکر باشد او کامل بود در وصف خویش در حال سلوک خویش.
💡 استاد امام ابوالقاسم رَحِمَهُ اللّهُ گوید بنرهدآنک برهد آنک برهد مگر بحکم و قضا قالَ اللّهُ تَعالی اِنَّ الَّذینَ سَبَقَتْ لَهُم مِنَّا الْحُسْنی اوُلئِکَ عَنْها مُبعَدُونَ.