فنومنولوژی

مترادف‌ها

پدیدارشناسی

لغت نامه دهخدا

فنومنولوژی. [ ف ِن ُ م ِ ن ُ ل ُ ] ( فرانسوی، اِ ) تحقیق فلسفی درباره پدیده هایی که به روح ما عرضه میشوند و شرح و بیان آنها. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(فِ نُ مِ نُ لُ ) [ فر. ] (اِ. ) تحقیق فلسفی دربارة پدیده هایی که به روح ما عرضه می شود و شرح و بیان آنها.

ویکی واژه

تحقیق فلسفی دربارة پدیده‌هایی که به روح ما عرضه می‌شود و شرح و بیان آنها.

جمله سازی با فنومنولوژی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کسانی نیز در مباحث اپتیک و چگونگی دیدن و در هنر آن را به کار گرفتند و این اصطلاح پس از آن به دلیل عنوان کتاب هگل رواج بسیار یافت. البته باید دانست که لفظ «گایست» آلمانی که در عنوان این کتاب به کار رفته ترجمه نوس یونانی است که در سنت فلسفی ما آن را به عقل ترجمه کرده‌اند؛ بنابراین نام کتاب هگل پدیدارشناسی عقل می‌تواند بود. این کتاب زمانی منتشر شد که شهر «ینا» به تصرف ناپلئون درآمده بود و انتشار آن با مشکل مواجه شده بود. از نظر وی هگل به فنومنولوژی مطلق نپرداخته بلکه به فنومنولوژی روح یا روان یا عقل می‌پردازد و قصد می‌کند که سیستم علم را چنان به تدوین درآورد که نهایتاً فلسفه که تا او، عشق به دانایی بوده است رسیدن به دانایی شود.

💡 در کلاس‌های درس فلسفه امروز، دانشجویان با دقت به مبانی فنومنولوژی و نحوه درک پدیده‌ها از طریق تجربه مستقیم توجه بسیار زیادی نشان می‌دهند.

💡 مطالعه فنومنولوژی به پژوهشگران علوم اجتماعی کمک می‌کند تا تجربیات زیسته افراد را بدون پیش‌فرض‌های قبلی، به صورت دقیق و عینی تحلیل کنند.

💡 یکی از چالش‌های اصلی در مبحث فنومنولوژی، جداسازی آگاهی از ابژه و درک مستقیم ماهیت پدیده‌ها بدون واسطه میانجی‌های ذهنی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران