لغت نامه دهخدا
وحدتی. [ وَ دَ ] ( اِخ ) شاعری است که نظم او خالی از حال نیست. این مطلع از اوست:
گشته ام بی حال از آن خالی که بر رخسار اوست
آفرین بر صانعی کاین نقطه پرگار اوست.( مجالس النفایس ص 76 و 251 ).
وحدتی. [ وَ دَ ] ( اِخ ) شاعری است که نظم او خالی از حال نیست. این مطلع از اوست:
گشته ام بی حال از آن خالی که بر رخسار اوست
آفرین بر صانعی کاین نقطه پرگار اوست.( مجالس النفایس ص 76 و 251 ).
شاعری است که نظم او خالی از حال نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر رخ کس نیست رنگ وحدتی در انجمن به که دارم با دل خود خلوتی در انجمن
💡 دلسوزان نظام همواره دم از وحدت میزنند که این دم زدن مقدس است. البته حرف این است که وحدت در کدام چارچوب باید باشد؟ وحدت در چارچوب تعریف شده نظام مقدس اسلامی و حول محور قانون اساسی مدنظر است که از برجستهترین اصول اصل اسلام و ولایت فقیهاست. وی گفت: هر وحدتی که هر کس با سلیقه شخصی خود تعریف میکند مدنظر نیست.
💡 به گفته کیتارو نیشیدا، «شناخت چیزها در جهان با تمایز آگاهی واحد به دانا و شناخته شده آغاز می شود و با یکی شدن دوباره خود و اشیا به پایان می رسد. چنین وحدتی نه تنها در شناخت، بلکه در ارزش گذاری (حقیقت) که شناخت را جهت می دهد، اراده ای که عمل را هدایت می کند، و احساسی یا عاطفه ای که حس را هدایت می کند، شکل می گیرد.
💡 پیشتر ز آشوب کثرت وحدتی هم بوده است یاد آن موجی که ما بیرون این دریا زدیم
💡 تاب و تب موج و کف، خارج دریا شمار قصهٔ کثرت محو ان بیدل ما وحدتی ست
💡 درست است که کندی نخستین فیلسوف اسلامی است که راه را برای دیگران پس از خود گشود؛ اما او نتوانست مکتب فلسفی تأسیس کرده و میان مسائلی که مورد بحث قرار دادهاست، وحدتی ایجاد کند. در صورتی که فارابی توانست مکتبی کامل را بنیان نهد.