لغت نامه دهخدا
هم گذاشتن. [ هََ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بستن. بر هم گذاشتن کتاب را یا چشم را. ( یادداشتهای مؤلف ).
هم گذاشتن. [ هََ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بستن. بر هم گذاشتن کتاب را یا چشم را. ( یادداشتهای مؤلف ).
( مصدر ) ۱- بستن بر هم نهادن ( کتاب دفتر و غیره را ). ۲- سروته مطلبی را درز گرفتن موضوی را که مطرح مذاکره است ناگفته نهادن.یا هم گذاشتن چشم. ۱- بستن پلکهای چشم. ۲- نادیده انگاشتن. ۳ - اغماض کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پروتاگونیست، نیل و کت به عقب و به بندر آزاد در اسلو برمیگردند. پروتاگونیست با خود گذشتهاش مبارزه میکند، وارد درگاه میشود و به همراه نیل و کیت بازمیگردند. کمی بعد، پریا توضیح میدهد که ساتور در حال جمعآوری دستسازهها برای کنار هم گذاشتن «الگوریتمی» است که میتواند بهطور فاجعهباری آنتروپی کرهٔ زمین را وارونه کند.
💡 تقریباً همه اطلاعات دیگر در مورد چگونگی انجام این بازی تجربی و ابتکاری است، به این معنی که در طی انجام بازی، و نه به عنوان قاعده و قانون، آموخته میشوند. دو قانونی که در بالا ذکر شد تقریباً تمامی بازیها را پوشش می دهند. دیگر قوانین بازی تخصصی هستند، چرا که از طریق روی هم گذاشتن قوانین دیگر به دست می آیند.
💡 حمله به مزارع ماینینگ: در مزارع ماینینگ، ماینرها با کنار هم گذاشتن دستگاه ها در مزرعه موجب میشوند که هکران به راحتی از طریق نفوذ انلاین رمزارز های استخراج شده را هک کنند. برای جلوگیری از حمله هکران، ماینر ها باید از امینت استخراج ارزهای خود اطمینان حاصل نمایند.