نذورات

لغت نامه دهخدا

نذورات. [ ن ُ ] ( از ع، اِ ) در تداول، آنچه از نقد وجنس که برای اماکن مشرفه فرستند. || طعام فاتحه روح بزرگان. || آنچه در راه خدا انفاق کنند و انفاق آن را بر خود واجب گردانند. ( ناظم الاطباء ). ج ِ نُذور. جج ِ نَذْر. رجوع به نَذر شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع نذور. جج.نذر.

جمله سازی با نذورات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این روستا بقعه ای به نام امزاده سید عبیدالله وجود دارد که متعلق به یکی از فرزندان امام موسی کاظم است. این روستا در بین مردم هجیج از احترام خاصی برخوردار است. مردم این روستا بیشتر نذورات و اعمال زیارتی خودشان را در این امامزاده انجام می دهند.

💡 در قدیم گاه برای ساختن قلک سر کوزه‌ای را چرم می‌گرفتند و سوراخی در آن ایجاد می‌کردند و راهداران (گمرک) پول یا زری را که از مردم می‌گرفتند در آن می‌ریختند. در برخی مزارها یا بقعه‌ها هم از آن برای جمع کردن خیرات و نذورات استفاده می‌شده است.

💡 درروز تاسوعا دسته‌ها همه بیرون می‌آیند واز جلوی همه مساجد می گذرنند و بعضی از اهالی هم نذر خود را ادا می‌کنند و با پهن کردن روسری در وسط خیابان و خیرات و نذورات خود را پخش می‌کنند.

💡 موسسه خیریه طلوع را‌َفت و بصیرت (طَرَب)موسسه غیر تجاری بوده و جهت کمک به بیماران مبتلا به بیماری های خون و سرطان بیمارستان شهید بقایی ۲ اهواز تاسیس گردیده است و تحت نظارت فرمانداری اهواز و دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز می باشد. هزینه‌های انجام این رسالت بزرگ از راه کمکهای مردمی مانند هدایا، اعانات، نذورات و حق عضویت افراد خیّر تأمین می‌گردد.[۱][پیوند مرده]

💡 در دهه اول ماه محرّم در روستای خلج بیش از ۳۰ وعده نذورات طبخ و توزیع میگردد. آیین تعزیه خوانی یا شبیه خوانی در سالیان گذشته در روستا مرسوم بوده اما این آیین قدیمی رونق سابق را ندارد.

💡 در این روستا بقعه‌ای به نام امزاده سید عبیدالله وجود دارد که متعلق به یکی از فرزندان امام موسی کاظم است. این روستا در بین مردم هجیج از احترام خاصی برخوردار است. مردم این روستا بیشتر نذورات و اعمال زیارتی خودشان را در این امامزاده انجام می‌دهند.