نیزه ای

لغت نامه دهخدا

نیزه ای. [ ن َ / ن ِ زِ ] ( ص نسبی ) منسوب به نیزه. ( فرهنگ فارسی معین ). مانند نیزه. بشکل نیزه.
- شیشه نیزه ای؛ قسمی بطری است با دهانه تنگ که معمولاً در حدود 3 لیتر ظرفیت دارد در بازارهای عمده فروشی برای فروش سرکه و آب لیمو و مانند آنها ازین نوع شیشه استفاده کنند. ( فرهنگ فارسی معین ).
- || درنقاشی، قلم موئی که نوک آن کم پشت و بلند باشد این نوع قلم را مینیاتورسازان در قلم گیری یکنواخت و خطوط بلند به کار می برند. مقابل گندمی. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

منسوب به نیزه مانند نیزه. بشکل نیزه. یا در نقاشی: قلم موئی که نوک آن کم پشت و بلند باشد این نوع قلم را مینیاتور سازان در قلم گیری یکنواخت و خطوط بلند بکار می برند ٠ مقابل گندمی ٠ یا شیشه نیز ه ای: قسمی بطری است با دهانه تنگ که معمولا در حدود ۳ لیتر ظرفیت دارد در بازارهای عمده فروشی برای فروش سرکه و آب لیمو و مانند آنها ازین نوع شیشه استفاده کنند ٠

جمله سازی با نیزه ای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدست آندرش نیزه ای بود راست تو گفتی که در دشت شیر اژدهاست

💡 شود بچشمش هر مژه خنجر خون ریز شود بچشمش هر موی نیزه ای خطار

💡 بگفت این و زد نیزه ای بر، برش که از پشت زین شد نگون پیکرش

💡 بزد نیزه ای بر کمرگاه اوی ز زین بر گرفتش به کردار گوی

💡 سر نیزه ای گر برآید ز گرد نماند به جا زین سپه پنچ مرد

💡 ز پیش سپه هندوئی چون هیون بکف بر یکی نیزه ای چون ستون