مینا رنگ

لغت نامه دهخدا

مینارنگ. [ رَ ] ( ص مرکب ) کنایه از سبزرنگ است. ( آنندراج ). سبزرنگ. ( ناظم الاطباء ). به رنگ مینا:
این چه لطف است که چون سرو شود مینارنگ
از بغل گیری آئینه تن سیمینش.صائب ( از آنندراج ).|| کبود. || سیاه روشن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

کنایه از سبز رنگ است سبز رنگ

جمله سازی با مینا رنگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کرده از سنبل سپردن شاخ مینا رنگ رنگ گشته چون مرجان ز گل فرسنگ در فرسنگ سنگ

💡 چرخ مینا رنگ را دامن پر از مرجان شود خاک مرجان پوش را رخساره پر پروین کند

💡 یکی‌ آب است آتش بار مینا رنگ شمشیرت که افتاد‌ست عکس آن به‌ هند و ترک و د‌یلم بر

💡 چرخ مینا رنگ هر زهری که در پیمانه ریخت عشق او آورد و در کام من دیوانه ریخت

💡 ز زخم آن گهر آگین پرند مینا رنگ ز گام آن فرس مهر سمّ ماه نعال

💡 بخار تیره و از ابر دشت مینا رنگ یکی بسان غبار و دگر بسان غدیر

باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز