وسوم

مترادف‌ها

نشان‌گذاری، علامت‌گذاری

لغت نامه دهخدا

وسوم. [ وُ ] ( ع اِ ) ج ِ وسم، به معنی نشان و داغ. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به وسم شود.

فرهنگ فارسی

جمع وسم بمعنی نشان و داغ

جمله سازی با وسوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به فرش گشته سه چیز از جهان کم یکی رنج و دوم درد وسوم غم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران