لغت نامه دهخدا
ولوی. [ وَ ل َ وی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به ولی، به معنی باران دوم بهاری. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || منسوب به ولی، مرد و نگهبان و دوست. ولی خدا، مرد خدا.
ولوی. [ وَ ل َ وی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به ولی، به معنی باران دوم بهاری. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || منسوب به ولی، مرد و نگهبان و دوست. ولی خدا، مرد خدا.
(صفت ) منسوب به (( ولی ) ): (( حضرت ولوی مولوی... ) )
منسوب به ولی بمعنی باران دوم بهاری یا منسوب به ولی مرد نگهبان.
ولوی ( به انگلیسی: Wolvey ) یک روستا و محله مدنی در بریتانیا است که در راگبی، واریک شایر واقع شده است. ولوی ۱٬۹۴۲ نفر جمعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چندین ریزابهٔ جنوب شرقی به رود مادیرا میریزند و کشتیهای بزرگ اقیانوسپیما قابلیت حرکت در این رود تا پورتو ولوی برزیل را دارند. پهنای کلی رود مادیرا نیم مایل است.