نیم گندم

لغت نامه دهخدا

نیم گندم. [ گ َ دُ ] ( اِ مرکب ) نیم جو. رجوع به نیم جو شود.

جمله سازی با نیم گندم

💡 گفت نیم گندم آن تنگ را در دگر ریز از پی فرهنگ را

💡 تا ابد آدم نخوردی نیم گندم از بهشت در ازل خوردی اگر یک جو غم اولاد را