نی نواز
مترادفها
نینواز، نوازنده نی
لغت نامه دهخدا
نی نواز. [ ن َ/ ن ِ ن َ ] ( نف مرکب ) نی زن. زمار. که مزمار نوازد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه نی را بنوازش در آورد.
جمله سازی با نی نواز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از نی آن نی نواز پاکزاد باز شوری در نهاد من فتاد
💡 او یکی از نه دختر زئوس و منموسونه بود که هر یک الههٔ حامی هنری بودند. او الههٔ شادی و موز نی نواز بود.