نهان داشت

لغت نامه دهخدا

نهانداشت. [ ن ِ / ن َ ] ( مص مرکب مرخم، اِمص مرکب ) کتمه. ( منتهی الارب ). کتم. کتمان.

جمله سازی با نهان داشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رخش را قطرههای خون نهان داشت بروشد خونفشان گر سنگ جانداشت

💡 امروز چه بودش که ز من روی نهان داشت سراز چه سبب بر من بیچاره گران داشت

💡 رازی که از زمانه نهان داشت آسمان راند در این زمانه همی بر زبان تو

💡 بخواند آن خط شاه بر پنج تن نهان داشت زان نامدار انجمن

💡 آن جلوه که در پرده روش های نهان داشت از پرده برآمد روشی بهتر از آن داشت

💡 گمان برداشت چون خود را نهان داشت در اینجا بود خود را جان جان یافت

ابلق یعنی چه؟
ابلق یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز