واژه «نفسِ صبح» در زبان و ادبیات فارسی به معنای دمِ صبح، نسیم لطیف بامدادی و هوای خوشی است که هنگام طلوع صبح و آغاز روز میوزد. این ترکیب از دو واژه «نفس» به معنای دم، بازدم یا جریان آرام هوا، و «صبح» به معنای آغاز روز تشکیل شده است. در متون ادبی و شعر فارسی، «نفس صبح» معمولاً نمادی از تازگی، پاکی، آرامش و آغاز روشنایی پس از تاریکی شب به شمار میآید. شاعران بزرگ فارسی از این تعبیر برای توصیف نسیم دلانگیز سحرگاه و فضای روحبخش بامداد بسیار استفاده کردهاند. برای نمونه، خاقانی در شعر خود میگوید: «آمد نفس صبح و سلامت نرسانید / بوی تو بیاورد و پیامت نرسانید» که در آن «نفس صبح» به معنای نسیم آرام و خوشبوی صبحگاهی آمده است. این تعبیر در ادبیات عرفانی نیز جایگاه ویژهای دارد و گاهی اشاره به لحظههای معنوی، دعا و آرامش سحرگاهان دارد. بسیاری از نویسندگان و شاعران، نسیم صبح را پیامآور امید، عشق و زندگی دانستهاند. در فرهنگ فارسی، سحر و دمیدن صبح همیشه با مفاهیمی مانند روشنایی، پاکی و بیداری همراه بوده و «نفس صبح» نیز همین احساس لطافت و تازگی را منتقل میکند. از نظر ادبی، این ترکیب تصویری شاعرانه و خیالانگیز دارد و باعث زندهتر شدن فضای شعر و نثر میشود. بنابراین این اصطلاح در ادبیات فارسی فقط به وزیدن نسیم بامدادی اشاره ندارد، بلکه نشانهای از تازگی، امید، آرامش روح و شروعی دوباره در زندگی دانسته میشود.
نفس صبح
لغت نامه دهخدا
نفس صبح. [ ن َ ف َ س ِ ص ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) دم صبح. نسیم ملایمی که به گاه طلوع صبح وزد. نفحه بامدادی:
آمدنفس صبح و سلامت نرسانید
بوی تو بیاورد و پیامت نرسانید.خاقانی.چون بوی تو دیدم نفس صبح و ز غیرت
در آینه صبح به بوی تو ندیدم.خاقانی.
فرهنگ فارسی
دم صبح ٠ نسیم ملایمی که بگاه طلوع صبح وزد ٠ نفخ. بامدادی ٠
جمله سازی با نفس صبح
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عجب شبی ! به دو خورشید گشته آبستن که هر دو در نفس صبح آمدند پدید
💡 چون شمع ببوی نفس صبح بمیرم گر باد سحر آورد از دوست پیامی
💡 سخن عشق اثر در دل زهاد نکرد نفس صبح چه با غنچه تصویر کند؟
💡 آفتاب از نفس صبح قیامت اثری است آتش از گرمی روزش خبر معتبری است
💡 سفری با نفس سوخته دارم در پیش که حساب نفس صبح شود پاک آنجا