لغت نامه دهخدا
نعل زرین. [ ن َ ل ِ زَرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نعلی که از طلا ساخته باشند.
- نعل زرین بر اسب زدن؛ کنایه از کمال نمودن. ( آنندراج از اسکندرنامه بری ). کنایه از توانگری و ثروتمندی است.
نعل زرین. [ ن َ ل ِ زَرْ ری ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نعلی که از طلا ساخته باشند.
- نعل زرین بر اسب زدن؛ کنایه از کمال نمودن. ( آنندراج از اسکندرنامه بری ). کنایه از توانگری و ثروتمندی است.
نعلی که از طلا ساخته باشند.
💡 آمد هلال روزه و بنمود روی خویش مانند نعل زرین از چرخ نیلفام
💡 تا ببوسد سم یکران ترا بهر شرف نعل زرین کند از پیکر خود جرم هلال
💡 مه بهر ماهی دوره چون نعل زرین پیکر است بر امید نعل اسب تو گردد لعل
💡 بزم ابد مینهد، شه جهت عاشقان نعل زرین میزند، بهر سم هر سمند
💡 از تجمل نعل زرین ساز مر افراس را کز تجمل نعل زرین ساختی افراسیاب