نعل در

لغت نامه دهخدا

نعل در. [ ن َ ل ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سکه آهنی که بر در زنند و حلقه بدان پیوسته شود. ( آنندراج ):
کارها محکم میان بهر گشایش بسته اند
از تمنای گشودن نعل در در آتش است.تأثیر ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

سک. آهنی که بر در زنند و حلقه بدان پیوسته شود.

جمله سازی با نعل در

💡 شعله پا در رکاب شمع را آن رتبه نیست نعل در آتش بود جای دگر پروانه را

💡 حلقه خط می گذارد زان عذار آتشین نعل در آتش سمند خوش عنان حسن را

💡 ابرش سرکش توکش جهد از نعل آتش من دلسوخته را نعل در آتش دارد

💡 ز اشتیاق سمش رفته نعل در آتش شکال از آرزوی دست بوس او برپاست

💡 می گذارد نعل در آتش هلال جام را از طراوت گرچه سازد خاک را تر ماهتاب