( ممکنة ) ممکنة. [ م ُ ک ِ ن َ ] ( ع ص ) مؤنث ممکن. رجوع به ممکن شود.
- ممکنةالخاصة؛ ممکنه خاصه. قضیه ای است که حکم در آن به سلب ضرورت از جانب موافق و مخالف مردود باشد. مثال: و لا شی من الانسان بکاتب بالامکان الخاص. ( از دستورالعلماء از فرهنگ علوم عقلی ). رجوع به تعریفات جرجانی شود.
- ممکنةالعامة؛ ممکنه عامه. قضیه ای است که حکم در آن به سلب ضرورت از جانب مخالف باشد، مانند: کل انسان کاتب بالامکان العام، یعنی سلب کتابت از او ضروری نیست. ( دستورالعلماء از فرهنگ علوم عقلی ). رجوع به تعریفات جرجانی شود.
ممکنه. [ م ُ ک ِ ن َ /ن ِ ] ( از ع، ص ) ممکنة. رجوع به ممکن و ممکنة شود.
( اسم ) مونث ممکن: [ با وسایل ممکنه ] جمع: ممکنات یا قضیه ممکنه خاصه. قضیه ایست که حکم در آن به سلب ضرورت از جانب موافق و مخالف هر دو باشد مثال: [ لاشئ من الانسان بکاتب بالامکان الخاص. ] ( چیزی از انسان نویسنده نیست بامکان ویژه ) ( دستور. ج ۳ ص ۳۳۳ ) یا قضیه ممکنه عامه. قضیه ایست که حکم در آن به سلب ضرورت از جانب مخالف باشد مانند: [ کل انسان کاتب بالامکان العام ] ( هر انسانی نویسنده است بامکان عام ) یعنی سلب کتابت ازو ضروری نیست ( دستور ج ۳ ص ۳۳۳ )
💡 اشعار دو آهنگ «دودی بگیر» و «به ماشین خوشآمدی» حملات شدیدی به کسب و کار موسیقی بود و شعر «بدرخش» هم باید به گونهای گفته میشد که ظهور و سقوط سید برت را بیان کند. واترز در این باره میگوید: «چون میخواستم شعر تا آنجا که ممکنه نسبت به آنچه که حس میکردم بیشتر نزدیک باشه… یک نوع مالیخولیای غیرقابل وصف و اجتناب ناپذیر از ناپدید شدن ناگهانی سید».
💡 این روش بیشتر مورد بهرهوری شبکههای تلویزیونی، برای توزیع ویدئو و صوت، قرار میگیرد. حتی اگر شبکهٔ تلویزیونی یک شبکهٔ تلویزیون کابلی باشد، سیگنال مبدأ به تمام مقاصد ممکنه میرسد (این دقیقاً دلیل اصلی خراب شدن سیگنال دریافتی برخی کانالها است).
💡 جعفری سرپرست گروه تئاتر گیتی است. او در به صحنه آوردن آثارِ نمایشنامهنویس رومانیاییتبارِ فرانسوی، ماتئی ویسنییک متبهر است. جعفری از این نویسنده نمایشنامههای اسبهای پشت پنجره و تماشاچی محکوم به اعدام و من چه جوری ممکنه یه پرنده باشم؟ و ریچارد سوم اجرا نمیشود را در سالنهای سایه و چهارسو مجموعه تئاترشهر اجرا کرده است.
💡 امینم در مورد استفاده از مفاهیم سیاسی به رولینگ استون گفت: «شما موسیقیتان رو در اذهان عمومی قرار میدهید تا دنیا همه ببیند و قضاوت کنند، و هرکسی که با شما موافق باشه با شما موافقه. حتی سرسختترین طرفداران من هم با هر چیزی که میگم موافق نیستند. اینها دیدگاههای منه، من اینطوری میبینم و تفسیر میکنم و شما هم قطعاً نظرات خودتون رو دارید، اما ممکنه نتونید اونها رو مانند من به جهان نشان بدید.»
💡 مقدم با اشاره به علت نامگذاری این مجموعه به نام «پایتخت» و نحوهٔ دنبالهدار کردن داستان گفت: «بهدلیل اینکه خانوادهٔ ما از یک شهر دیگری وارد تهران، پایتخت ایران میشوند و دچار یکسری معضلات میشوند پایتخت نام گرفت و این اسم هم روی آن ماند، حتی در سری چهارم که ممکنه قصهاش به تهران هم کشیده نشود، ولی به هرحال مردم این مجموعه را به نام پایتخت میشناسند.»