لغت نامه دهخدا
مفسدین. [ م ُ س ِ ] ( ع ص، اِ ) مردمان مفسد و اهل فساد. ( ناظم الاطباء ). ج ِ مفسد. و رجوع به مفسد شود.
مفسدین. [ م ُ س ِ ] ( ع ص، اِ ) مردمان مفسد و اهل فساد. ( ناظم الاطباء ). ج ِ مفسد. و رجوع به مفسد شود.
( اسم ) جمع مفسد درحالت نصبی و جری ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ).
مردمان مفسد و اهل فساد جمع مفسد
[ویکی الکتاب] معنی مُفْسِدِینَ: فسادگران- تباه کنندگان
ریشه کلمه:
فسد (۵۰ بار)
💡 با تحقیقات مفصل که گزارشها و نوارهای موجود جوانمردان استخدامی ژاندارمری و مجاهد نماهای نقده تحت سرپرستی معبودی و نجفی در قارنا از توابع نقده حداقل ۴۵ نفر را بدون گناه در محل سکونتشان قتلعام کرده و بعداً کشتهها را در بیابانها انتقال دادهاند که وانمود نمایند در جنگ کشته شدهاند و دهات را غارت کرده و به آتش کشیدهاند و استوار بیگلری در کوپلکو ۵ نفر را کشته و این در اثر بیلیاقتی یا خیانت و توطئه فرماندهان ژاندارمری از یکسو و تحریک احساسات ضد کردی و بیدار شدن روح انتقام جویی ضد کردها از سوی دیگر است. متأسفانه با اینکه عاملین این کشتار شناخته شدهاند به علت حمایت ظهیر نژاد (فرمانده لشکر ۶۴ ارومیه) از مفسدین محلی امکان دستگیری و مجازاتشان نیست.
💡 او در مورد مفسدین گفت: فقط متهمین فساد سه هزار میلیاردی نباید به دادگاه بروند بلکه مسببین وضعیت اقتصادی باید در دادگاه مردم پاسخگو باشند.