معم

لغت نامه دهخدا

معم. [ م ُ ع َم م / م ُ ع ِم م ] ( ع ص ) آنکه برادران پدرش کثیر باشند یا مرد کریم الاعمام. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( اقرب الموارد ). کسی که اعمام و برادران پدرش بسیارباشند و آنکه عموهایش کریم باشند. ( ناظم الاطباء ).
معم. [ م ِ ع َم م ] ( ع ص ) هو معم خیر؛ یعنی رای و عطای وی شامل است همه را و به رای و عطای خویش فرا گرفت همه را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجل معم؛ مرد خَیِّر که خیر و عقلش همه را فراگیرد. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با معم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بس که از جرمگه امشب به صد فخانه لا عقد نایافته در درج معم ریخته اند؟

موهن یعنی چه؟
موهن یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
تک پر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز