مرگ زن

لغت نامه دهخدا

مرگ زن. [ م َ گ َ زَن َ ] ( اِ ) یکی از ماههای فرس. یکی از نه ماهی که ذکر آنها در کتیبه بیستون از داریوش کبیر آمده است. ترجمه عبارت کتیبه در این مورد چنین است: اهورمزدا مرا یاری کرد بفضل اهورمزد ویندفرن بابل را گرفت و آن را به اطاعت در آورد. ماه مرگ زن روز 22 بود که ازخ که خود را بخت نصر می نامید دستگیر شد. با توجه به فتح بابل زمان این ماه را می توان تعیین کرد. و رجوع به تاریخ ایران باستان ص 548 و خرده اوستا ص 207 شود.

فرهنگ فارسی

یکی از ماههای فرس

جمله سازی با مرگ زن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هرکه را دیدند کشتند آن گروه بی‌گفت‌وگوی شوی بر مرگ زن افغان کرد و زن بر مرگ شوی