لغت نامه دهخدا
مردباز. [ م َ ] ( نف مرکب ) زن بدکار. فاحشه. ( آنندراج ). روسپی. ( ناظم الاطباء ).
مردباز. [ م َ ] ( نف مرکب ) زن بدکار. فاحشه. ( آنندراج ). روسپی. ( ناظم الاطباء ).
زن بدکار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گرد ز مرد باز دارد چون ظلمت چشمهٔ ضیا را
💡 دل نیکمردی که بد مرد باز بر او دست یابد، چو بر کبک، باز
💡 سمنون گوید محبّان حق تعالی بشرف دنیا و آخرت رسیدند زیرا که پیغامبر گفت صَلَواتُ اللّه وَسَلامُهُ عَلَیْهِ مرد باز آن بود که او را دوست دارد پس ایشان با خدای تعالی باشند.