واژه «مردباز» در متون کهن فارسی یک ترکیب وصفی-اسمی است که برای اشاره به زنی با رفتارهای ناپسند اخلاقی به کار میرفته و در منابع لغوی قدیم معنای آن بهصورت «زن بدکار»، «فاحشه» یا «روسپی» ذکر شده است. این واژه از دو جزء «مرد» و «باز» تشکیل شده که در کنار هم به زنی اشاره دارد که به روابط نامشروع یا رفتارهای خارج از چارچوبهای اخلاقی زمانه نسبت داده میشده است. در فرهنگهای لغت مانند آنندراج و ناظمالاطباء، این اصطلاح بهطور مستقیم برای توصیف زنان بدنام اجتماعی به کار رفته است. از نظر معنایی، این واژه بار ارزشی منفی و قضاوتگرانه دارد و بازتابدهنده نگرشهای اخلاقی و اجتماعی دورههای گذشته نسبت به رفتارهای جنسی و هنجارشکنیهای اجتماعی است. کاربرد چنین واژگانی در متون قدیم نشاندهنده ساختارهای سختگیرانه اجتماعی و حساسیتهای اخلاقی آن زمان است. در زبان امروز، این واژه دیگر کاربرد رسمی یا ادبی ندارد و به دلیل بار تحقیرآمیز آن معمولاً به کار نمیرود. از دیدگاه زبانشناسی تاریخی، «مردباز» نمونهای از واژگانی است که در بستر فرهنگی خاص شکل گرفته و با تغییر ارزشهای اجتماعی از کاربرد افتاده است. این واژه همچنین نشاندهنده شیوه نامگذاری توصیفی در فارسی کهن است که ویژگی رفتاری را بهصورت مستقیم در ساختار واژه منعکس میکرد.
مرد باز
لغت نامه دهخدا
مردباز. [ م َ ] ( نف مرکب ) زن بدکار. فاحشه. ( آنندراج ). روسپی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
زن بدکار
جمله سازی با مرد باز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در گرد ز مرد باز دارد چون ظلمت چشمهٔ ضیا را
💡 دل نیکمردی که بد مرد باز بر او دست یابد، چو بر کبک، باز