لغت نامه دهخدا
مرئیات. [ م َ ئی یا ] ( ع ص، اِ ) چیزهائی که دیده می شوند. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). دیده شوندگان. دیدنیها. ( یادداشت مؤلف ).
مرئیات. [ م َ ئی یا ] ( ع ص، اِ ) چیزهائی که دیده می شوند. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). دیده شوندگان. دیدنیها. ( یادداشت مؤلف ).
چیزهایی که دیده می شوند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس طایفهای که در معقولات بنظر عقل جولان کردند و از مرئیات دل و دیگر مراتب خبر نداشتند و بحقیقت خود دل نداشتند خواستند تا عقل با عقال را در عالم دل و سر و روح و خفی جولان فرمایند. لاجرم عقل را در عقیله فلسفه و زندقه انداختند.