لغت نامه دهخدا
مدیرکلی. [ م ُ ک ُل ْ لی ] ( حامص مرکب ) مدیریت کل. مدیر کل بودن. ( فرهنگ فارسی معین ). متصدی مقام مدیر کل بودن. تصدی چند اداره را به عهده داشتن.
مدیرکلی. [ م ُ ک ُل ْ لی ] ( حامص مرکب ) مدیریت کل. مدیر کل بودن. ( فرهنگ فارسی معین ). متصدی مقام مدیر کل بودن. تصدی چند اداره را به عهده داشتن.
مدیریت کل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ۱۴ مه ۲۰۲۰، آزوادو از طریق یک کنفرانس تلفنی بهطور علنی اعلام کرد که در ۳۱ اوت ۲۰۲۰، یعنی یکسال قبل از پایان یافتن دوره چهارساله مدیر کلی خود در سازمان تجارت جهانی، از سمت مدیر کلی این سازمان استعفا میدهد.
💡 رضا جعفری مدیر کلی کارگزینی قوه قضاییه، دادستان عمومی و انقلاب خراسان رضوی، سرپرست بازرسی دادگستری استان خراسان رضوی و معاون قضایی دادگستری این استان را در سوابق قضایی خود دارد و به مدت ۷۰ ماه نیز از دادسرای انتظامی قضات به عنوان مأمور به خدمت در دادسرای عمومی و انقلاب تهران حضور داشتهاست.
💡 او در سال ۱۹۸۵ به آژانس بینالمللی انرژی اتمی پیوست. در اوایل به عنوان رایزن حقوقی آژانس و سپس در سال ۱۹۹۳ او معاون مدیر کل امور خارجی آژانس ارتقاء یافت. او در یکم سپتامبر سال ۱۹۹۷ پس از رقابت با هانس بلیکس سوئدی با کسب ۳۳ رأی از مجموع ۳۴ رأی هیئت اجرائی آژانس به مدیر کلی آژانس بینالمللی انرژی اتمی انتخاب گردید. در سپتامبر سال ۲۰۰۱ برای بار دوم و سپتامبر ۲۰۰۵ برای بار سوم انتخاب گردید.
💡 دبیرستان دانشگاه ملی، نخستین دبیرستان مختلط تهران با مدیریت ایرانی و معیارهای دانشگاهی بود. برای گزینش دانش آموزان مستعد، بعد از دانشگاه شیراز، دانشگاه ملی ایران اقدام به تأسیس دبیرستانی مختص به خود در سال ۱۳۵۳ کرد. طرح ایجاد این دبیرستان با حمایت فرخرو پارسا، که مدتی نیز عهدهدار سِمَت مدیر کلی دبیرخانه دانشگاه ملی ایران بود، روبرو شد.