لغت نامه دهخدا
مدح گستری. [ م َ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) مداحی. ستایش: بی شائبه تکلف و سخنوری و غایله تصلف و مدح گستری. ( حبیب السیر ج 3 ص 322 ).
مدح گستری. [ م َ گ ُ ت َ ] ( حامص مرکب ) مداحی. ستایش: بی شائبه تکلف و سخنوری و غایله تصلف و مدح گستری. ( حبیب السیر ج 3 ص 322 ).
ستایش
💡 کلک حزین توست که در مدح گستری ناخن به کان گوهر افکار بشکند
💡 غزل به وصف بتان عادت است جامی را اگرچه قاعده مدح گستری داند
💡 منش که مدح گستری نمودم و سخنوری بر انجمم ز برتری، کلاه افتخار بین
💡 وین عندلیب را ز پی مدح گستری بر شاخسار سایه خویش آشیانه ساز