مختتن

لغت نامه دهخدا

مختتن. [ م ُ ت َ ت ِ ] ( ع ص ) بخودی خود ختنه شده. ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ). رجوع به اختتان شود.

جمله سازی با مختتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اهل تفسیر گفته‌اند که: حنیف موحّد است و مخلص. و گفته‌اند که ابراهیم را بآن حنیف خواندند که حاجّ بود. و گفته‌اند از بهر آن که مختتن بود.