لغت نامه دهخدا
محروص. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از حرص. با حرص و طمع. ( ناظم الاطباء ). آزمند. ( آنندراج ).
محروص. [ م َ ] ( ع ص ) نعت مفعولی از حرص. با حرص و طمع. ( ناظم الاطباء ). آزمند. ( آنندراج ).
💡 آه از بیداد محروص که آخر مور خط کام خود بگرفت ازین شکر لبان ما همچنان