نپیچیده

مترادف‌ها

ساده، آسان، مستقیم

متضادها

پیچیده، دشوار

لغت نامه دهخدا

نپیچیده. [ ن َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) ناپیچیده. مقابل پیچیده. || باز. پیچیده ناشده. بسته ناشده. نامضبوط.

جمله سازی با نپیچیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 که هرگز نپیچیده ام سر ز جنگ نه در رزم جستن نمودم درنگ

💡 ز وهم ای جنون عقده‌ام وا نکردی به خویش آنقدرها نپیچیده بودم

💡 خوش زبانی ز کلک او دیده است لیقه بر خود عبث نپیچیده است

💡 کارها کرده در خلا و ملا رخ نپیچیده از عذاب و بلا

💡 زنام تو وان نامه ی نامدار سربندگی بر نپیچیده ام

💡 ز نیروی یزدان نپیچیده ام چنین رزم من بی شمر دیده ام

💡 برای حل این مسئله ریاضی، باید از یک روش نپیچیده و مستقیم استفاده کرد تا اشتباهات احتمالی در محاسبات کاهش یابد.

💡 نویسنده سعی کرده است با استفاده از زبانی نپیچیده، مفاهیم پیچیده فلسفی را برای خوانندگان عام و دانش‌آموزان به سادگی توضیح دهد.

💡 طراحی این دستگاه بسیار نپیچیده است و هر کسی می‌تواند به راحتی با مطالعه دفترچه راهنما، کار با آن را یاد بگیرد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران