لغت نامه دهخدا
گشاده دندان. [ گ ُ دَ / دِ دَن ْ ] ( ص مرکب ) آنکه دندانهای او پیوسته نباشد. آنکه میان دندانها گشاده دارد: رجل رُتل؛ مرد گشاده دندان. ( منتهی الارب ).
گشاده دندان. [ گ ُ دَ / دِ دَن ْ ] ( ص مرکب ) آنکه دندانهای او پیوسته نباشد. آنکه میان دندانها گشاده دارد: رجل رُتل؛ مرد گشاده دندان. ( منتهی الارب ).
آنکه دندانهایش از هم فاصله داشته باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن کس که ترا بیند و خندان نشود وز حیرت تو گشاده دندان نشود