لغت نامه دهخدا
گزاش. [ گ ُ ] ( اِ ) گلوگیر شدن. ( شعوری ج 2 ورق 320 ).
گزاش. [ گ ُ ] ( اِ ) گلوگیر شدن. ( شعوری ج 2 ورق 320 ).
💡 در سال ۲۰۰۳ گزاش شد که دنیرو مشکل سرطان پروستات دارد و در مرکز سرطان مموریال اسلون–کترینگ تحت عمل جراحی قرار گرفت.
💡 همچنین رسانههای خارجی از گزاش دربارهٔ تظاهرات و سفر به قم برای تشیع جنازه منع شدند.