کبود سینه
لغت نامه دهخدا
کبودسینه. [ ک َ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) که سینه و صدر برنگ نیلی دارد.
- کبودسینه کردن؛ بر اثر زخم دست به رنگ کبود و نیلی کردن سینه:
سپیدکار سیه دل سپهر سبزنمای
کبودسینه و سرخ اشک و زردرویم کرد.خاقانی.
فرهنگ فارسی
که سینه و صدر برنگ نیلی دارد
جمله سازی با کبود سینه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سپید کار سیه دل سپهر سبز نمای کبود سینه و سرخ اشک و زرد رویم کرد