چما

لغت نامه دهخدا

چما. [ چ َ ] ( اِخ ) قصبه مرکزی دهستان کوهبنان بخش راور شهرستان کرمان که در 57 هزارگزی شمال باختری راور کنار راه فرعی راور به کرمان واقع است. کوهستانی و سردسیر است و 3000 تن سکنه دارد. آبش از دو رشته قنات. محصولش غلات. حبوبات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری، صنایع دستی زنان بافتن پارچه و کرباس و راهش ماشین رو است. این آبادی شعبه هائی از ادارات دولتی دارد و بنای مقبره شیخ ابوسعید که از ابنیه قدیمی است در این محل واقع است لیکن تاریخ بنا نامعلوم است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

قصبه مرکزی دهستان کوهبانان بخش راور شهرستان کرمان

جمله سازی با چما

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انجلا (تورنت)، دانشجوی سینما در دانشگاه مادرید است. او در حال تحقیق بر روی تز (پایان‌نامه) اش با موضوعِ خشونتِ دیداری ـ شنیداری است. او با همکلاسی‌اش، چما (مارتینز) که آرشیوی از فیلم‌های خشن دارد دوست می‌شود.

💡 بعد از آنکه استاد راهنمایش بر اثر دیدن یک فیلم می‌میرد، او فیلمی را که باعث مرگ استادش شده‌است می‌دزدد. بعد از آنکه فیلم را با چما می‌بیند متوجه می‌شود که فیلم، صحنه‌های شکنجه و مرگِ یکی از دانشجوهای دانشگاه است…

💡 این دشت در کنار جاذبه‌های گردشگری همچون آبشار کوهرنگ، چشمه کوهرنگ، پیست اسکی چلگرد، آبشار شیخ علیخان، روستای پلکانی سرآقاسید، چشمه دیمه و غار یخی چما قراردارد.

آمرزش یعنی چه؟
آمرزش یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز