لغت نامه دهخدا
پنج روز. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) کنایه است از مدت اندک چنانکه گویند دنیا پنج روز است:
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد.سعدی.
پنج روز. [ پ َ ] ( اِ مرکب ) کنایه است از مدت اندک چنانکه گویند دنیا پنج روز است:
گل همین پنج روز و شش باشد
وین گلستان همیشه خوش باشد.سعدی.
( صفت ) ۱- آنچه پنج روز طول کشد. ۲- مدت اندک. یا پنج روز. دنیا. مدت عمر.
کنایه است از مدت اندک
پنج روز ( به ایتالیایی: Le cinque giornate ) همچنین معروف به پنج روز میلان یک فیلم کمدی - درام ایتالیایی محصول سال ۱۹۷۳ به کارگردانی داریو آرجنتو که در ۲۰ دسامبر ۱۹۷۳ در ایتالیا اکران شد.
داستان فیلم در میلان و در جریان شورش ضد اتریش در سال ۱۸۴۸ می گذرد. یک جنایتکار خرده پا، کایناتزو ( آدریانو چلنتانو ) و یک نانوا، رومولوس ( انتسو چروزیکو )، که به طور غیرارادی درگیر حرکات آن دوره می شوند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بگذار هرچه داری و بگذر که هیچ نیست این پنج روز عمر که مرگ از قفای اوست
💡 این پنج روز عمر گرامی عزیز دار با دوستان بهل که به صدق و صفا رود
💡 ملکشاه نیز در همان سال و تنها سی و پنج روز پس از مرگ خواجه نظام الملک، در حالیکه در بغداد مهمان خلیفه عباسی بود، دچار زردی گردید و زندگی را بدرود گفت.
💡 در سال ۱۹۵۶ دو تیم از بریتانیا و فرانسه از دو مسیر متفاوت برای فتح این قله به رقابت پرداختند که در نهایت تیم بریتانیایی پنج روز زودتر از رقیب خود موفق به صعود این کوه شدند.
💡 خوش است عمر دریغا که جاودانی نیست پس اعتماد بر این پنج روز فانی نیست
💡 زمان توبه و عذر است و وقت بیداری که پنج روز دگر میرود به اِسْتِعجال