پروین گسل

لغت نامه دهخدا

پروین گسل. [ پ َ گ ُ س ِ / س َ ] ( نف مرکب ) پروین شکن. شکننده پروین در زیبائی:
اینْت لطف دل که از یک مشت گل
ماه ِ او چون می شود پروین گسل.مولوی.

فرهنگ فارسی

( اسم ) از هم گسلند. ستاره های پروین گسلند. ثریا: (اینت لطف دل که از یک مشت گل ماه او چون میشود پروین گسل. ) (مثنوی )

جمله سازی با پروین گسل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در جهان شاهان بسی بودند کز گردون ملک تیرشان پروین گسل بود و سنانشان جان گذار

💡 در جهان شاهان بسی بودند کز گردون ملک تیرشان پروین گسل بود و سنان جوزا فگار

💡 در جهان شاهان بسی بودند کز گردون ملک تیرشان پروین گسل بود و سنان جوزا گذار

💡 در جهان شاهان بسی بودند کز گردون ملک تیرشان پروین گسل بود و سنانشان خون نگار

💡 بنگرید اکنون بنات النعش وار از دست مرگ تیرشان پروین گسل بود و سنان جوزا گذار