لغت نامه دهخدا
هوس بردن. [ هََ وَ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) هوس داشتن. خواستن:
هوس تو هیچ طبعی نبرد که سر نبازد
ز پی تو هیچ مرغی نپرد که پر نریزد.سعدی.
هوس بردن. [ هََ وَ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) هوس داشتن. خواستن:
هوس تو هیچ طبعی نبرد که سر نبازد
ز پی تو هیچ مرغی نپرد که پر نریزد.سعدی.
هوس داشتن خواستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 داری چو هوس بردن دل، پیش در تو دلها بتوان بردن و انبار توان کرد