همایون کن

لغت نامه دهخدا

همایون کن. [ هَُ ک ُ ] ( نف مرکب ) آنکه سبب شکوه و فرّ چیزی باشد:
همایون کن تاج و گاه و سریر
فرودآمد از تاجگاه سریر.نظامی.

فرهنگ فارسی

آنکه سبب شکوه و فر چیزی باشد

جمله سازی با همایون کن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روزگار مرا همایون کن سایه بر من فکن چو پر همای

💡 سایه بر فرق وجود افکن که چرخ اعظمی روز بر دانش همایون کن که سعد اکبری