هفت شاخ

لغت نامه دهخدا

هفت شاخ. [ هََ ] ( ص مرکب ) آنچه دارای هفت شاخه باشد از درخت و جز آن.
- سرو هفت شاخ؛دنیا و فلک:
از این سرو شش پهلوی هفت شاخ
که بالاش تنگ است و پهلو فراخ.نظامی.

فرهنگ فارسی

آنچه دارای هفت شاخه باشد از درخت و جز آن

جمله سازی با هفت شاخ

ازین سرو شش پهلوی هفت شاخ که بالاش تنگست و پهلو فراخ
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم
علت
علت
چیپ
چیپ
پیشه
پیشه
فال امروز
فال امروز