لغت نامه دهخدا
هفت شاخ. [ هََ ] ( ص مرکب ) آنچه دارای هفت شاخه باشد از درخت و جز آن.
- سرو هفت شاخ؛دنیا و فلک:
از این سرو شش پهلوی هفت شاخ
که بالاش تنگ است و پهلو فراخ.نظامی.
هفت شاخ. [ هََ ] ( ص مرکب ) آنچه دارای هفت شاخه باشد از درخت و جز آن.
- سرو هفت شاخ؛دنیا و فلک:
از این سرو شش پهلوی هفت شاخ
که بالاش تنگ است و پهلو فراخ.نظامی.
آنچه دارای هفت شاخه باشد از درخت و جز آن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ازین سرو شش پهلوی هفت شاخ که بالاش تنگست و پهلو فراخ