نجات یافتن

لغت نامه دهخدا

نجات یافتن. [ ن َ / ن ِ ت َ ] ( مص مرکب ) خلاص شدن. رها شدن. رستگار گشتن. آزاد شدن. ( ناظم الاطباء ). ابلال. بلول. رستن. رهیدن. رسته شدن:
خلق یکسر روی زی ایشان نهاد
کس به بت زآتش کجا یابد نجات ؟ناصرخسرو.گفتم که بی پیمبر یابد کسی نجات
گفتا که چون صدف نبود کی بود گهر؟ناصرخسرو.بر امید آنکه یابم روز حشر
بر صراط از آتش دوزخ نجات.ناصرخسرو.اگر کسی را گویند صد سال دایم در عذاب روزگار باید گذاشت تا نجات ابد یابی آن رنج اختیار کند. ( کلیله و دمنه ). و رجوع به نجات شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) رهاشدن خلاصی یافتن آزادشدن.

جمله سازی با نجات یافتن

💡 باشگاه منچستر یونایتد پس از نجات یافتن توسط ۴ مرد ثروتمند، در فصل ۱۹۰۲-۰۳ با بردن ۱۵ بازی و با ۳۸ امتیاز، در رده پنجم قرار گرفت.

💡 و گفت: پنج چیز است که همیشه با تواند اگر صحبت این پنج چیز بدانی نجات یافتن و اگر ندانی هلاک شوی اول خدای تعالی پس نفس و پس شیطان و پس دنیا و پس خلق باخدای بموافقت باید بودن و بهر چه وی کند بسندگار باشی با نفس به مخالفت باید با شیطان بعداوت با دنیا به حذر با خلق به شفقت اگر این کنی رستی.