لغت نامه دهخدا
نام تهی. [ م ِ ت ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسم بی مسمی. اسم خشک و خالی. نام فقط. نام تنها. || که وجود اسمی و ذهنی دارد:
خرسند مشو به اسم بی معنی
نام تهی است زی خرد عنقا.ناصرخسرو.
نام تهی. [ م ِ ت ُ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) اسم بی مسمی. اسم خشک و خالی. نام فقط. نام تنها. || که وجود اسمی و ذهنی دارد:
خرسند مشو به اسم بی معنی
نام تهی است زی خرد عنقا.ناصرخسرو.
بی مسمی. اسم خشک و خالی. نام فقط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازگشت قدرت به امپراتور در روز ۴ ژانویه ۱۸۶۸ رسماً اعلام شد، پس از آن امپراتور یگانه فرمانروای ژاپن بود. بدین ترتیب به یکباره قدرت سیاسی به دست امپراتور ۱۵ ساله افتاد اما هنوز دستگاهی برای اداره امور مملکت ایجاد نشده بود. در شب ۴ ژانویه جلسه مهمی در حضور امپراتور برگزار شد و ایواکورا تومومی که از درباریان بود عنوان کرد یوشینوبو در بازگرداندن قدرت به امپراتور جز یک نام تهی واگذار نکردهاست و از کجا پیداست که قدرت و ثروتش را به راستی برگرداند.